تبلیغات
عاشقانه ها(smsبازار) - اشعار عاشقانه - سری 2
عاشقانه ها(smsبازار)

این چه سحریست که دیریست که جادوی تو ام
حبس زندان نگاهت پی گیسوی تو ام

منبر و میکده را زاهد و میخوار بس است
معتکف باده زنان در خم ابروی تو ام

ماهرویان زمین گرد سرم عشوه گرند
چه بدانند که من باخته ی روی تو ام

حوری و جنت اگر مرد عمل راست چه باک
دلخوشم تا به ابد رهگذر کوی تو ام

 ---------------------(( sms بازار )) ---------------------

من از مردن نمی ترسم
که تو صد بار سوزاندی
تمام تارهایم را
تنیده خسته و بی کس
به پود اشکهای سرد و مهجورم

 

من از مردن نمی ترسم
که من آن لحظه ای مردم
که چشم بی حیایم در نگاهت دوختم
تا نگاهم را بفهمی من هزاران بار دیگر سوختم

 
من از مردن نمی ترسم
اگر مردن همان باشد
که من صد بار فهمیدم
به شبهایی که با یادت
دعای توبه می خواندم
 

من از مردن نمی ترسم
که شاید رفتنم بهتر
از این دنیای فولادی
به آنجایی که مرهم هست
برای زخم تنهایی
ولی اقرار میدارم
اگر حتی نمک باشد
نگاهت را برای زخم قلبم
بیشتر دوست میدارم

 

من از مردن نمی ترسم
کنار مرده ام ای کاش
نقشی از چشمان عشقم بود
که شاید باورم میکرد
و یک بار از دلش میگفت:
تو را من دوست میدارم
برای لحظه ای من هم
و شاید تا ابد جانا
زنده می ماندم ...

 ---------------------(( sms بازار )) ---------------------
 

نوشته شده در شنبه 29 اسفند 1388 ساعت 18:20 توسط reza khosravi نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ