تبلیغات
عاشقانه ها(smsبازار) - گلچین اس ام اس تیر 89
عاشقانه ها(smsبازار)

بگو چی شد که قلبت خالی شد از حضورم / مگه باهات چیکار کردم که میشکنی غرورم / بگو چی بود گناهم چی بود اشتباهم / که اینگونه گذشتی از منو از نگاهم
 



پشت پلکم عکستو نقاشی کردم گلکم / تو رو میبینم تا وقتی چشم میبندم گلکم



میدونم که دلت مثل آیینه صافه / این فاصله هاست که بی انصافه



قلب مرا آتش زدند هدیه با تو خاکسترش / این دل وفادار توبود، اما نکردی باورش



عمر من غارت شدو غارتگر من دور شد / من صبوری کردمو غارت گرم مغرور شد



کیستم که شدم لیلی آن عاشق دلناز، تو که باشی که شدی جان و دل لیلی دلباز



سلامت میکنم ای غنچه ی راز تو بودی از برای عشقم آغاز، تویی تنها دلیل زنده بودن ندارم طاقت با چشم در ناز



من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به صد رعنا ندهم / گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم


زندگی غمکده ی پیش نبود / بهر ما جز غم و تشویش نبود / به کدام خاطره ش خوش باشم / که کدام خاطره اش نیش نبود

 

چه سخته در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن / به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن

 

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوند، چه سخت است قصه ی عادت

 

روزگاری جاده ای بدم غرق تردد، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد ، من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم، عاقبت خود ماندمو ویرانه و تنهایی خود

 

سنگ هایی که من از یاد تو بر دل میزدم، خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم

 
ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت / عقده در دل داشت روی خاک خالی کردو رفت

 

نخواستم با غم بسازی ، نخواستم هیچی نگی / نخواستم درد دلتو دیگه با هیچکی نگی / آخه عشق اجبار نیست تو زندون من نمون / حالا که فکر رفتنی، دیگه از موندن نخون

 

زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، و تو بدان عشق فراموش کردنی نیست

 


برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم، برو باشد ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه می کردم که از دنیا دلم تنگ است، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم، ببین یه خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن، نگو رفتم خدانگهدار کمی دیگر معطل کن

 

اگر آواز می خوانم، اگر اندوه از چشمان من پیداست، اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی، اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی، اگر باران ندارم ابر بی بارم، اگر دیوانه ام مستم فقط یک آرزو دارم بدانی : دوستت دارم

 

جزیزه ی دلم را برای آمدنت چراغانی کردم، اما تو بهانه کردی که از دریا می ترسم

 

امشب دو چشم پنجره بی خواب بوده، مهمان این خانه فقط مهتاب بوده، با من بمان تا این دو راهی ای سپیده، ماهی قرمز مرده، تنگ بی آب بوده

 

دوستای امروز مثل گل انارند، قشنگی دارند اما وفا ندارند

 

نبض زندگی هنوز میزند، منو تو زنده ایم، بهار در راه است، ستاره چشمکی میزند، غنچه ها باز شده اند، مرغ عشق من میخواند، پس چرا ناامیدی؟

 

در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام / تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام

 

هرگاه شادم یاد تو غمگینم میکند . هرگاه غمگینم یاد تو شادم میکند . پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو میکند



قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی تو آبیم که جداییمون محاله

 

گفتی که دگر در تو چنان حوصله ی نیست ، گفتم که مرا دوست نداری گله ی نیست ، رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسله ی نیست

 

حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی / من نگاهت کنم و تو چشام عشقو ببینی / اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده / اما بعد دیدم که عشق آخه اندازش زیاده

 

اس ام اسات شده مثل دارو، یکی صبح یکی شب، اما حال من خیلی بده ، هرلحظه به دارو احتیاج دارم


اگر فکر میکنی میتونی با یک اس ام اس گل لبخندی گوشه لب یک غمگین بکاری ، دریغ نکن، اگر فکر میکنی که آغوشت میتونه گرمای محبت رو به یک کودک یتیم ببخشه ، دریغ نکن ، اگر فکر میکنی با یک کلمه دوستتو خوشحال میکنی ، دریغ نکن ،

 

وقتی دلم به درد میاد و کسی نیست به حرفهام گوش کنه ، وقتی تمام غمهای عالم تو دلم نشسته ، وقتی احساس میکنم دردمندترین انسان عالمم، وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند، و کسی نیست که حرمت اشک های نیمه شبم را حفظ کند، وقتی تمام عالم را قفس می بینم، بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم بی تفاوت میگذرم

 

میدونی بزرگنرین درد دنیا چیه؟ اینه که بدونی پناه لحظه هات یه پناه گاه دیگه داره


باید ای دل اندكی بهتر شویم / یا نه اصلا آدمی دیگر شویم / از همین امروز هنگام نماز / با خدا قدری صمیمی تر شویم

 
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند، بردند به دیوان عمل سنجیدند / بیش از همگان گناه ما بود ولی ما را به محبت علی(ع) بخشیدند

 
چرا دعاهایمان از سقف بالاتر نمی رود؟ به خود آییم


چون خدای خویش را گم كرده ایم / تكیه بر بازوی مردم كرده ایم

 

نوشته شده در سه شنبه 1 تیر 1389 ساعت 12:24 توسط reza khosravi نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ